مرتضى راوندى

151

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

سطح الفاظ و عبارات و طرز جمله‌بندى تا اين حد تنزل كرده و چه پيش‌آمده است كه جز از چند نويسندهء انگشت‌شمار اثرى از قواعد و اسلوب مقدمان و لطف سخن و استعمال الفاظ پاكيزهء ايشان نمىتوان يافت ؟ و ميان نويسندگانى كه خواسته‌اند به شيوه قدما از قبيل وصّاف و شرف الدين على يزدى چيز بنويسند نيز ذرّه‌اى ذوق و سليقه يافت نمىشود ؟ و در همان حال مىبينيم در ساير صنايع مانند خوش‌نويسى و نقاشى و تذهيب و صنايع دستى از جمله قاليبافى و فلزكارى آنطور ظرافت و لطف و حسن سليقه نمودار است ! از اينجاست كه بر اين عقيده‌ايم كه در اين دوره ، به واسطهء توجه علما و دولت به علوم دينى و اهتمام همه رجال مملكت كه پيشوايان جامعه و تودهء مردمند به نشر شرعيات و توسعه دامنه تولّا و تبرّا ، ديگر توجه و اعتنايى به تحصيل ادبيات عربى و فارسى نشده و به قول علماى آن دوره اهميتى به ( كماليّات ) نمىدادند . در اين هنگام است كه ما به تأليفات ميرزا مهدى خان ، منشى نادر شاه كه از تربيت يافتگان اين دوره است برخورده و به خلاف معروف به نظر اعجاب به اين مرد مىنگريم . در اين دوره ، ساده‌نويسى مخصوصا در كتب مربوط به تشيّع و امور مذهبى سخت رواج مىيابد ، چنان كه سبك نگارش كتاب مجالس المؤمنين قاضى نور الله شوشترى بسيار ساده و بىتكلف است . ديگر از آثار معروف اين دوره بحار الانوار محمد باقر مجلسى است ، وى بعد از محقق ثانى ، كه در عهد شاه تهماسب اول با سمت شيخ الاسلامى صاحب اختيار ممالك ايران شد ، در زمان خود يعنى اواخر عهد شاه سليمان و قسمت بزرگى از عهد شاه سلطان حسين داراى رتبت شيخ الاسلامى كل ممالك محروسه ، و امام جمعه و جماعت و صاحب اختيار كل كشور و داراى رتبت علمى و سياسى مطلق گرديده و هرچه توانست با اهل بدع و اهواء و معاندين و لا سيّما « 1 » با صوفيه عداوت مىورزيد و در ترويج احاديث نيز شب و روز اشتغال داشت و علاوه بر اينها ، مجلسى پيشواى صلب و غيور و آمر و ناهى قويدست و جسور بود . ابتداى كار او در سنه 1090 هجرى بود و شاه سليمان صفوى امور مسلمين و اجراى احكام شرع را به ملّا محمد باقر مجلسى واگذار كرد ، نخستين كارى كه مجلسى كرد اين بود كه شنيد جمعى از تجار از مردم هندو ، بتى دارند در اصفهان و آن را در نهان پرستش مىكنند ، مجلسى حكم به شكستن بت فرمود ، هنديان مبالغى به شاه پيشكش مىكردند كه شيخ از اين بت‌شكنى خود انصراف خيال حاصل فرمايد و اجازه دهد آن بت را به

--> ( 1 ) . مخصوصا .